آخرین کتابی که خواندم
توهم بدتری که یقه ی گویش یا زبان یا لهجه ی مرکزی را می گیرد این است که کندی دیگران را نه به حساب کند بودن در فهم زبان و گویش و لهجه ی او، که به حساب کند بودن در فهم می گذارد.
+ مجموعه یادداشت های کوروش علیانی در باب زبان که قبلن در همشهری جوان و تهران امروز چاپ شده اند. موضوع کتاب مسلمن از آن موضوعاتی است که بی برو برگرد دوستشان دارم. اینکه بعضی واژه ها و اصطلاحات از کجا آمده اند و طرز ادای جملات توسط افراد مختلف همیشه برایم موضوع جذابی بوده است. عمویی هم دارم که محال است در جمعی باشد و بحث به پدیده های زبانی کشیده نشود. اما این کتاب یادداشت های خوب و بد زیادی داشت؛ بد به این معنا که بعضی از یادداشت ها به نظرم ناتمام مانده بود. خوب موضوع را جا نینداخته و خواننده را راضی نکرده، سراغ بعدی رفته بود. با توجه به موضوع جذاب کتاب یادداشت ها می توانست جذاب تر از این باشد. استادی داشتیم برای دو واحد زبان تخصصی؛ جلسه ی اول را فقط از پدیده های زبانی حرف زد. این کتاب آنقدر به من مزه نداد که آن یک جلسه داد. ولی در کل کتاب خوبی بود. بیشترین حرفش سر این بود که زبان یک موجود زنده و پویا است و شی ای تاریخی نیست که عده ای به اصطلاح زبانشناس بخواهند از آن حراست کنند و نجاتش دهند. بگذاریم زبان هم راه خودش را برود.
انتشارات سوره مهر
+ نثر کتابهای استاد مطهری چون برگرفته از سخنرانی هایشان است بسیار آسان و خوش خوان است در حالی که دریایی از مفاهیم و معرفت ها را با خود دارد.
نشر آدینه سبز
یا علی (ع)
داستان بیشتر انسان ها، حدیث آن ختن نیست که رایحه ی خود باز ندانست؛ حکایت راسوی بیچاره ای است که گند خود گم کرده بود و به این و آن نسبت می داد. تو هنوز نفهمیده ای که آن راه ها تنها به دیارانت می رسانند نه به یارانت. عمری رفته ای و باز می گویی که می روی! به کجا؟ بنگر که کجای کارت خراب بود که ما را بردند و تو هنوز برجایی؟
+ با توضیح زیر عنوان کتاب: داستانی از شبستان مولانا. آن همه اشتیاقم برای خواندنش بی جا نبود؛ الحق که کتاب دلنشینی بود.
نشر چشمه
انتشارات سوره مهر
| Design By : Night Melody |




















